قدسی مشهدی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 316

1. بسی چون سایه افتادم به پای سرو آزادش

2. ز خاکم برنمی‌دارد، نمی‌دانم چه افتادش

3. خوشم کز کوی او قاصد چو آمد، برنمی‌گردد

4. چو آید بوی گل، نتوان به گلشن پس فرستادش

5. کند روح شهیدان طوف بسملگاه صیدی را

6. که بی جذب کمند آرد به پای تیغ، صیادش

7. نمی‌خواهم که یک ساعت شود فارغ ز آزارم

8. مبادا دیگری خود را زند بر تیغ بیدادش

9. چه بخت است این، که گر دامان کوه بیستون گردد

10. کف اقبال خسرو می‌کشد از چنگ فرهادش

11. کمین بازیچه از نیرنگ عشق این است قدسی را

12. که لب نگشود و گوش عالمی پر شد ز فریادش


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* می شوند از سرد مهری دوستان از هم جدا
* برگها را می کند باد خزان از هم جدا
شعر کامل
صائب تبریزی
* تهی ز باده حکمت مدان خموشان را
* که همچو کوزه سر بسته پر می نابند
شعر کامل
صائب تبریزی
* مستی به چشم شاهد دلبند ما خوش است
* زان رو سپرده‌اند به مستی زمام ما
شعر کامل
حافظ