قدسی مشهدی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 411

1. مباش غره به عهد قدیم و یار کهن

2. که هفته‌ای چو شود، خاربن شود گلبن

3. به جذب حادثه شد پیکرم چنان مشتاق

4. که پا نخورده به سنگم، کبود شد ناخن

5. میان عاشق و معشوق، راز دل گفتن

6. همین بس است که آزار لب نداد سخن

7. نهفته حیف نباشد چنان گل رویی؟

8. خدای را که رخ آلوده نقاب مکن

9. ز کار خود نگشوده‌ام گره، چرا قدسی

10. زمانه نی شکند ناخن مرا در بن؟


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چاره من مرهم کافوری صبح است و بس
* من که دارم بر جگر داغی ز هر اختر جدا
شعر کامل
صائب تبریزی
* جمال کعبه چنان می‌دواندم به نشاط
* که خارهای مغیلان حریر می‌آید
شعر کامل
سعدی
* مستی سلامت می‌کند پنهان پیامت می‌کند
* آن کو دلش را برده‌ای جان هم غلامت می‌کند
شعر کامل
مولوی