حزین لاهیجی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 403

1. دل بی جهت شکایتی از روزگار کرد

2. هر کار کرد، یار فراموشکار کرد

3. از وعدۀ وصال، غم از دل نمی رود

4. نتوان به بوی باده علاج خمار کرد

5. گل گل شکفت داغ تو از دامن دلم

6. این دشت برق تاخته آخر بهار کرد

7. می کرد کاش چارۀ بی تابی مرا

8. مشّاطه ای که زلف تو را تابدار کرد

9. از دل نمی رود به وصال ابد برون

10. خونی که در دلم ستم انتظار کرد

11. با بی قراری دل عاشق چه می کند؟

12. حسنی که آب آینه را موج دار کرد

13. در دیده بس که برق نگاه تو گرم بود

14. اشک مرا به دامن مژگان شرار کرد

15. یاد تو بس که می گذرد گرم از دلم

16. چون برگ لاله سینۀ من داغدار کرد

17. هرگز خدنگ چرخ ز صیدی خطا نشد

18. این حلقۀ كمان چقدرها شکار کرد

19. موج تبسّم خوش آن غنچه لب حزین

20. داغ دل مرا گل صبح بهار کرد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* یا وفا خود نبود در عالم
* یا مگر کس در این زمانه نکرد
شعر کامل
سعدی
* او را به چشم پاک توان دید چون هلال
* هر دیده جای جلوه آن ماه پاره نیست
شعر کامل
حافظ
* سزای خدمت شایسته است لطف چه منت
* ز خدمتم خجل و حقگزار خدمت خویشم
شعر کامل
وحشی بافقی