حزین لاهیجی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 584

1. از چشم خویش باشد، باغ و بهار درویش

2. صد رنگ گل برآرد، اشک از کنار درویش

3. گر سیل فتنه گیرد، روی زمین سراسر

4. از جای خود نجنبد، کوه وقار درویش

5. مهر، آیت جمالش، کین جلوۀ جلالش

6. هستند چرخ و انجم در اختیار درویش

7. ای منکر طریقت، بر جان خود ببخشای

8. تیغ برهنه باشد، جسم فگار درویش

9. گر باد فتنه عالم، بر یکدگر برآرد

10. حاشا شود پریشان، مشت غبار درویش

11. هم عاشق است و معشوق، هم شاهد است و مشهود

12. عقل آگهی ندارد، از کار و بار درویش

13. جان حزین مسکین، از فقر زندگی یافت

14. آب حیات باشد، در جویبار درویش


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ز گرد خوان نگون فلک طمع نتوان داشت
* که بی ملالت صد غصه یک نواله برآید
شعر کامل
حافظ
* می زند مشت به رویم که مبین سوی حبیب
* هیچکس نیست چو من مشتکی از دست رقیب
شعر کامل
جامی
* شکر خدا که مرد به ناکامی و ندید
* مرگ مرا که می‌طلبد از خدا رقیب
شعر کامل
هاتف اصفهانی