حزین لاهیجی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 848

1. منّت نکشد همّتم از دست دعایی

2. زد غيرت من هر دو جهان را سر پایی

3. غم پرده در و صبر ز ما گوشه گرفته ست

4. ای مطرب کوته نفس آواز رسایی

5. گر زیر فلک تنگ شود دامن دل هست

6. از دل نفسی تا بکشم نیست فضایی

7. با عشق چه پاید خس و خاشاک وجودم؟

8. این شعله مبادا که کند نشو ونمایی

9. خوش خرقۀ سالوس به ما تنگ گرفته ست

10. ای چاک گریبان دل، امروز کجایی؟

11. در کوی تو چون شعله که از طور کشد سر

12. از نالۀ عشّاق بلند است نوایی

13. داده ست غمت رخصت شبگیر به آهم

14. شاید رسد این قاصد بی درد به جایی

15. خود کیست حزین تا که ازو رنجه کنی دل؟

16. دریوزه پرست نگهی، عشوه گدایی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چندین هزار شیشه دل را به سنگ زد
* افسانه ای است این که دل یار نازک است
شعر کامل
صائب تبریزی
* صحبت ناجنس آتش رابه فریاد آورد
* آب در روغن چو باشد می کند شیون چراغ
شعر کامل
صائب تبریزی
* در این بازار عطاران مرو هر سو چو بی‌کاران
* به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد
شعر کامل
مولوی