حزین لاهیجی_دیوانمثنوی ها (فهرست)

مثنوی شمارۀ 30 : صفت تیغ

1. تناور نهنگی ست شمشیر او

2. سر شرزه شیر است، نخجیر او

3. قضا را به کشور بود مرزبان

4. زبان اجل را بود ترجمان

5. بدانسان که گل، جامه سازد، کفن

6. کند لخت چرم شخ کرگدن

7. ز یک حمله اش، در سپنجی سرای

8. طرفدار پنجم، درافتد ز پای؟!

9. چو لقمه به دم، قاف را بشکرد

10. جگرگاه البرز را بر درد

11. خط سرنوشت یلان راست، کیش

12. تراشیدن بیستون راست، نیش

13. ازو خاک در لرزه چون برگ بید

14. به یک جو روان، آب و آتش که دید؟

15. ز سهمش قد تیر گردون، کمان

16. برش، پیکر فتح را پشتوان

17. ز خون در برش ارغوانی پرند

18. سران، از خم جوهرش در کمند

19. به صیدافکنی، چون در آید دلیر

20. فتد لرزه برگردۀ نرّه شیر

21. خمش، بارگاه ظفر را رواق

22. دمش، از دو پیکر ببرّد نطاق

23. کند نام هستی ز بد کیش، حک

24. دو یک پنج نوبت زند بر فلک


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چو خواهی که پیدا کنی گفت‌وگوی
* بباید زدن سنگ را بر سبوی
شعر کامل
فردوسی
* بهار عمر خواه ای دل وگرنه این چمن هر سال
* چو نسرین صد گل آرد بار و چون بلبل هزار آرد
شعر کامل
حافظ
* ایهاالناس جهان جای تن آسانی نیست
* مرد دانا، به جهان داشتن ارزانی نیست
شعر کامل
سعدی