جامی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 1032

1. ز آرزوی تو سرگشته در بیابانیم

2. به جُست و جوی تو در کوه و در شتابانیم

3. بماند راحلۀ سعی ما خوش آن ساعت

4. که در حریم وصالت شتر بخوابانیم

5. چو ذرّه گرچه حقیریم رخ متاب از ما

6. که بر سپهرِ وفا آفتاب تابانیم

7. حوالۀ دگران ساز رطل های گران

8. که مازساغر لعلت تنک شرابانیم

9. به برج ما چو مه چارده شدی طالع

10. ز قدر و منزلت امشب فلک جنابانیم

11. شراب و نقل به ارباب بزم عشرت ده

12. که ما بر آتش حرمان جگر کبابانیم

13. حدیث روضه مکن جامی این نه بس ما را

14. که در سواد هری ساکن خیابانیم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* هزار گونه ادب جان ز عشق آموزد
* که آن ادب نتوان یافتن ز مکتب‌ها
شعر کامل
مولوی
* بکوشیم وز کوشش ما چه سود
* کز آغاز بود آنچ بایست بود
شعر کامل
فردوسی
* فتنه برانگیخت دل خون شهان ریخت دل
* با همه آمیخت دل گر چه جدا می‌رود
شعر کامل
مولوی