جامی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 1043

1. خواهد تنم ز آتش دل سوخت خانه هم

2. اینک رسید دود به روزن زبانه هم

3. در سینه عکس عارض و خال تو دید دل

4. مرغ آب یافت در قفس تنگ و دانه هم

5. زین سان که گشت خانه ام از آب دیده پُر

6. سیلاب خون برون رود از آستانه هم

7. در کوی تو نماند ز ما جز فسانه ای

8. ترسم که از میان برود این فسانه هم

9. سوی تو ره نماند مرا بی بهانه ای

10. وای من آن زمان که نماند بهانه هم

11. گَردی نشانه بود بر آن استان زما

12. دردا که برد باد صبا آن نشانه هم

13. جامی به پیش زلف و رُخش یافت زان دو لب

14. ذوق صبوح و لذّتِ شرب شبانه هم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گفتمش قد بلندت بصنوبر ماند
* گفت کاین دلشده را بین که چه کوته نظرست
شعر کامل
خواجوی کرمانی
* تابه فروردین جهان چون حله رنگین شود
* بوستان پر لاله و پر سوسن و نسرین شود
شعر کامل
فرخی سیستانی
* به یزدان هر آنکس که شد ناسپاس
* به دلش اندر آید ز هر سو هراس
شعر کامل
فردوسی