جامی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 1212

1. کشیده بود مَه از حُسن، سر به چرخ برین

2. چو دید روی تو آمد ز آسمان به زمین

3. ز دیده بس که نگین های لعل ریخت گرفت

4. گدای تو همه روی زمین به زیر نگین

5. کمین چشم ترا بنده ایم بهر خدای

6. مپوش چشم عنایت ز بندگان کمین

7. شمیم زلف تو شد همدمِ نسیم شمال

8. ز رشک نافه به صحرا فگند آهوی چین

9. ز خود روم چو تو آیی و حال من بینی

10. وگر زمن نشود باورت بیا و ببین

11. منم به میکدۀ عشق گشته مفلس و عور

12. نه جان به جای نه جانان نه دل به دست، نه دین

13. مبین حقارت جامی که در هوای قدت

14. همای همّت او طایریست سدْرَه نشین


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* چون شیشه شکسته و تاک بریده ام
* عاجز به دست گریه بی اختیار خویش
شعر کامل
صائب تبریزی
* نی همه یک رنگ دارد در نیستان‌ها ولیک
* از یکی نی قند خیزد وز دگر نی، بوریا
شعر کامل
خاقانی
* مریض مصلحت خویش را نمی داند
* به تلخ و شور طبیب زمانه قانع باش
شعر کامل
صائب تبریزی