جامی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 1214

1. ای ز عشقت صد بلا بر جان غمْ پرورد من

2. کرده آشوب غمت تاراج خواب و خورد من

3. من ندارم تاب بی دردی خدا را ای طبیب

4. مرهمی فرما که هردم بیش گردد دردِ من

5. خاک گشتم در رهت بگذر به من ای سروناز

6. پیش از آن روزی که آیی و نیابی گرد من

7. سوی تو همراه اشک آمد تنم دامان مکش

8. ای گل خندان ازین خاشاک آب آورد من

9. دیگری را بر تو چون گیرم به دل چون مثل تو

10. در همه عالم نیابد فکر عالم گرد من

11. ره به گلزارم مده بی او مباد ای باغبان

12. تازه گل ها را خزان آید ز آه سرد من

13. گفتۀ جامی ندارد رنگی از سودای ما

14. شرم دار آخر ز اشک سرخ و روی زرد من


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* تو را اگر نفسی ماند جز که عشق مکار
* که چیست قیمت مردم هر آنچ می‌جوید
شعر کامل
مولوی
* صدف وار گوهرشناسان راز
* دهان جز به لؤلؤ نکردند باز
شعر کامل
سعدی
* به آستان خرابات سرکشی مفروش
* که بیست حج پیاده است یک نماز اینجا
شعر کامل
صائب تبریزی