کمال خجندی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 115

1. ترا با من سر باری نماندست

2. سر مهر و وفاداری نماندست

3. مرا امروز با تو خاطری نیز

4. که بی موجب بیازاری نماندست

5. ندانم با که همرنگی گزیدی

6. که در تو بونی از یاری نماندست

7. بروز آی ای شب هجران که دیگر

8. چو شمعم ناب بیداری نماندست

9. به ما ازاند کی اندک وفائی

10. گرت ماندست پنداری نماندست

11. برس فریاد درد من خدا را

12. که بیشم طاقت زاری نماندست

13. کمال از عمر بی او ره چیزی

14. کز آن چیزی بدست آری نماندست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* برآی ای صبح مشتاقان اگر نزدیک روز آمد
* که بگرفت این شب یلدا ملال از ماه و پروینم
شعر کامل
سعدی
* آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت
* آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد
شعر کامل
حافظ
* چه خوش گفت جمشید با تاج و گنج
* که یک جو نیرزد سرای سپنج
شعر کامل
حافظ