کمال خجندی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 128

1. خطت چو خضر به آب حیات نزدیک است

2. به آن لبان چو شکر نبات نزدیک است

3. ز خاک پای تو سر سبزی ایست سرها را

4. به این سخن سر زلف دوتات نزدیک است

5. نشان کوثر و طوبی که میدهند از دور

6. به چشم ما وقد دلربات نزدیک است

7. حکایت دل پرخون ما پرسش از جام

8. که پیش لعل لب جانفزات نزدیک است

9. اگرچه گربه کنان دور از آن لبیم و کنار

10. به چشم تشنه خیال فرات نزدیک است

11. به رخ چگونه ترانه پادوهای سرشک

12. چنین که شاه دل از غم به مات نزدیک است

13. کمال جان به لب آورد بر امید وفات

14. دلش بجوی که وقت وفات نزدیک است


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* حال من خود در نمی‌آید به نطق
* شرح حالم اشک خونین من است
شعر کامل
عطار
* تو را آن به که روی خود ز مشتاقان بپوشانی
* که شادی جهان گیری غم لشکر نمی‌ارزد
شعر کامل
حافظ
* مرا بر هر زمین کز دیده اشک لاله گون آید
* دمد زآنجا گُل حسرت وز آن گُل بوی خون آید
شعر کامل
جامی