کمال خجندی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 520

1. مهر قیامتی را هرگز زوال باشد

2. هی هی نعوذ بالله این خود چه قال باشد

3. دوشم خیال رویت پرسید و گفت چونی

4. گفتم که خستگان را دانی چه حال باشد

5. گفتم که در رکابت فتراک صید گردم

6. عشق از درم در آمد گفت این خیال باشد

7. در کار پاکبازان توبه حرام دیدم

8. چون ساقیم تو باشی با نو حلال باشد

9. جانا به تیغ ابرو قصد دلم چه داری

10. از خون من چه خیزد لیکن و بال باشد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ز دریا بدریا سپاه ویست
* جهان زیر فر کلاه ویست
شعر کامل
فردوسی
* از رنگ خون دشمن و از رنگ خنجرش
* گویی همی شقایق و نیلوفر آورد
شعر کامل
امیر معزی
* خون ما افتادگان را کی توان پامال کرد؟
* خونبهای شبنم از خورشید می گیریم ما
شعر کامل
صائب تبریزی