کمال خجندی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 573

1. تو آن شاخ گلی ای شوخ دلبر

2. که آریست به آب دیده در بر

3. چو آن رخسار و بالا باغبان دید

4. ز گل برید و بر کند از صنوبر

5. به هر مسجد که آوردی تو قامت

6. ز حیرت گفت امام الله اکبر

7. برم پیش لب و زلف تو سجده

8. چو خواننده آبت و اللیل و کوثر

9. رخت ماه است اگر بینیمش این ماه

10. به چشم ما نباید ماه دیگر

11. حدیث قند گفتم با لبش گفت

12. ملولیم از سخنهای مکرر

13. نه آن دفتر که در وی طیباتست

14. خبیثانش فروشستی سراسر

15. کمال این گفته گر سعدی شنودی

16. فروشستی بگازرگاه دفتر

17. که چون آب سخن دید و روانی

18. سخن را پاک تر سازد سخنور


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد
* گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سر آید
شعر کامل
حافظ
* ای توانگر مفروش این همه نخوت که تو را
* سر و زر در کنف همت درویشان است
شعر کامل
حافظ
* دل ز قید جسم چون آزاد گردد وا شود
* چون حباب از خود کند قالب تهی دریا شود
شعر کامل
صائب تبریزی