کمال خجندی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارۀ 987

1. بجز نور و ضیاء و گرمی از آذر چه می خواهی

2. ز دریای حقایق جز در و گوهر چه می خواهی

3. تفکر کن نهانی ای بشر در دهر پهناور

4. تو باشی بهترین مخلوق از این بهتر چه می خواهی

5. در این دنیای پر غوغا بجز نکین چه میجونی

6. بجز تائید و الطاف از خدا باور چه می خواهی

7. برای دل که باشد مخزن اسرار پنهانی

8. بجز وسعت در این دنیای پهناور چه می خواهی

9. به امر حقتعالی در جهان و گردش دوران

10. تونی برتر ز مخلوق ای بشر دیگر چه می خواهی

11. به جمع عارفان ای دوست در خمخانۂ وحدت

12. دگر جز آنکه مشحون باشدت ساغر چه میخواهی

13. به باغ دوستی بنشان درخت دوستداری را

14. کمالا از درخت دوستی جز بر چه می خواهی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* تو را در بوستان باید که پیش سرو بنشینی
* و گر نه باغبان گوید که دیگر سرو ننشانم
شعر کامل
سعدی
* ریزش این تنگ چشمان تشنگی می آورد
* وای بر کشتی که خواهد آب ازین غربال ها
شعر کامل
صائب تبریزی
* سنگ اگر در مرگ عاشق خون نمی گرید، چرا
* بیستون از لاله نخل ماتم فرهاد بست؟
شعر کامل
صائب تبریزی