خاقانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 372

1. چه کرد این بنده جز آزاد مردی

2. که گرد خاطر او برنگردی

3. بدل گفتی نخواهم جست، جستی

4. جفا گفتی نخواهم کرد، کردی

5. همه بر حرف هجران داری انگشت

6. چه باشد این ورق را در نوردی

7. دل من مست توست او را میفکن

8. که مستان را فکندن نیست مردی

9. کجا یارم که با تو باز کوشم

10. که تو با رستم ای جان هم نبردی

11. چه سود ار من رسم در گرد اسبت

12. که تو صد ساله ره ز آن سوی گردی

13. برای آنکه نقش تو نگارند

14. دل خاقانی آمد لاجوردی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* و گر شمشیر برگیری سپر پیشت بیندازم
* که بی شمشیر خود کشتی به ساعدهای سیمینم
شعر کامل
سعدی
* نقد حیرتخانهٔ هستی صدایی بیش نیست
* ای عدم نامی به دست آورده‌ای موجود باش
شعر کامل
بیدل دهلوی
* اگر چون شانه از هر چاک، دل راهی کند پیدا
* همان زلف سبکدستش ز سر وا می کند ما را
شعر کامل
صائب تبریزی