خواجوی کرمانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 578

1. طفل بود در نظر پیر عشق

2. هرکه نگردد سپر تیر عشق

3. دل چه بود مخزن اسرار شوق

4. جان که بود شارح تفسیر عشق

5. هر که ندارد خبری از سماع

6. کی شنود زمزمهٔ زیر عشق

7. دم بدم از گوشهٔ میدان جان

8. می‌شنوم نعرهٔ تکبیر عشق

9. دایهٔ فطرت مگر آمیختست

10. خون من سوخته با شیر عشق

11. تیغ مکش بر سر مقتول مهر

12. دام منه بر ره نخجیر عشق

13. ترک خرد گیر که تدبیرعقل

14. عین جنونست بتقریر عشق

15. دست من و سلسلهٔ زلف یار

16. پای من و حلقهٔ زنجیر عشق

17. سالک مجذوب دلم در سلوک

18. از نظر تربیت پیر عشق

19. نرگس جادوی تو دیدن بخواب

20. فتنه بود خاصه بتعبیر عشق

21. آب زر از چهرهٔ خواجو برفت

22. از چه ز خاصیت اکسیر عشق


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بکوشیم وز کوشش ما چه سود
* کز آغاز بود آنچ بایست بود
شعر کامل
فردوسی
* فریاد مردمان همه از دست دشمنست
* فریاد سعدی از دل نامهربان دوست
شعر کامل
سعدی
* رنگ بر روی سهیل از عرق شرم نماند
* این چه رنگ است که آن سیب ز نخدان دارد
شعر کامل
صائب تبریزی