خواجوی کرمانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 640

1. می‌گذشتی و من از دور نظر می‌کردم

2. خاک پایت همه بر تارک سر می‌کردم

3. خرقهٔ ابر بخونابه فرو می‌بردم

4. دامن کوه پر از لعل و گهر می‌کردم

5. چون بجز ماه ندیدم که برویت مانست

6. نسبت روی تو زانرو بقمر می‌کردم

7. تا مگر با تو بزر وصل مهیا گردد

8. مس رخسار ز سودای تو زر می‌کردم

9. هرنفس کز دهن تنگ تو می‌کردم یاد

10. ملک هستی ز دل تنگ بدر می‌کردم

11. دهن غنچهٔ سیراب چو خندان می‌شد

12. یاد آن پستهٔ چون تنگ شکر می‌کردم

13. چهرهٔ باغ بخونابه فرو می‌شستم

14. دهن چشمه پر از للی تر می‌کردم

15. چون بیاد لب میگون تو می‌خورد شراب

16. جام خواجو همه پرخون جگر می‌کردم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* شب‌ها من و شمع می‌گدازیم
* اینست که سوز من نهانست
شعر کامل
سعدی
* درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
* نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد
شعر کامل
حافظ
* به ذوق ناله من آسمان مستانه می رقصد
* جهان ماتم سرا گردد اگر من از نوا افتم
شعر کامل
صائب تبریزی