مسعود سعد سلمان_دیوانقطعه ها (فهرست)

شمارهٔ 13 - مدیح

1. ای بزرگی که حسن رای تو را

2. هر زمان بر من اصطناعی نوست

3. ابر کف تو تند و پر گهرست

4. بحر فضل تو ژرف و پر لؤلؤست

5. دل شادت چو عقل بی زللست

6. کف رادت چو علم بی آهوست

7. جز تو از مهتران خطاب که کرد

8. بنده خویش را برادر و دوست

9. هم رگ و پوست خواندیم شاید

10. وین تمثل ز روی عقل نکوست

11. زآنکه چون خون و استخوان شد طبع

12. مر مرا خدمت تو در رگ و پوست

13. گر مرا جان و دل ز خدمت تو

14. سال و مه با صفا و با نیروست

15. چون تخلف کنم ز خدمت تو

16. که مرا اصل زندگانی اوست

17. یاد پشتم ز بار رنج دو تاه

18. گرنه در مهر تو دلم یکتوست

19. تربیت کردیم به نظم و تو را

20. تربیت کردن چو من کس خوست

21. آن قصیده به جنب این قطعه

22. راست گویی که نامه مانوست


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا
* کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا
شعر کامل
مولوی
* منم دل پر از غم ز کردار خویش
* بغم بسته جان را ز تیمار خویش
شعر کامل
فردوسی
* چشم اگر با دوست داری گوش با دشمن مکن
* عاشقی و نیک نامی سعدیا سنگ و سبوست
شعر کامل
سعدی