محتشم کاشانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 295

1. تا به سر منزل چشمم کنی ای سرو گذار

2. اشگ من می‌کند این خانه به صدرنگ نگار

3. تنگ دل تا نشوی در دل تنگم زد و چشم

4. غرفه‌ها ساخته‌ام بهر تو از گوشه کنار

5. گر کنی سیر کنان روی بصورت خانه

6. صورت چین کند از شرم تو روبر دیوار

7. پاکش از دیدهٔ غیر و به دلم ساز مقام

8. که در او مردم بیگانه ندارند قرار

9. رشگ بر شاه نشین دل من دارد خلد

10. که در او حوروشی چون تو گرفتست قرار

11. مطلع مهر شود کلبهٔ تاریکم اگر

12. از جمال تو بر او عکس فتد در شب تار

13. باد کاخ دل و جان منزل و کاشانهٔ تو

14. تا زمانی که ز آفاق نماند آثار

15. گر به تنگی ز دل تیره وثاق تو کنم

16. چشم نمناک که از غیر درو نیست غبار

17. پا نه ای بت به سرا پردهٔ چشمم ز کرم

18. تا کنم بر قدمت صد در یک دانه نثار

19. محتشم کشته آنست که در کلبهٔ خود

20. شمع مجلس کندت ای مه خورشید عذار


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* اگر غفلت نهان در سنگ خارا می کند ما را
* جوانمردست درد عشق، پیدا می کند ما را
شعر کامل
صائب تبریزی
* شوقست در جدایی و جورست در نظر
* هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم
شعر کامل
سعدی
* یوسف از غیرت آن نرگس نیلوفر رنگ
* رفت تا مصر که در نیل زند پیراهن
شعر کامل
صائب تبریزی