محتشم کاشانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 4

1. درخشان شیشه‌ای خواهم می رخشان در و پیدا

2. چو زیبا پیکری از پای تا سر جان درو پیدا

3. صبازان در چو ناید دیده‌ام گوید چه بحرست این

4. که هر گه باد ننشیند شود طوفان درو پیدا

5. سیه ابریست چشمم در هوای هالهٔ خطش

6. علامتهای پیدا گشتن باران درو پیدا

7. چو گیرم پیش رویش باشدم هر دیده دریائی

8. ز عکس چین زلفش موج بی‌پایان درو پیدا

9. تنی از استخوان و پوست دارم دل درو ظاهر

10. چو فانوسی که باشد آتش پنهان درو پیدا

11. پر از جدول نماید صفحهٔ آیینهٔ رویش

12. که دایم هست عکس آن صف مژگان درو پیدا

13. کف پایش که بوسد محتشم و ز خود رود هردم

14. ز جان آئینه‌ای دان صورت بیجان درو پیدا


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* مگر خواهد گشادن باغ شاخ ارغوان را خون
* که نرگس تشت زر بر دست و گلبن نیشتر دارد
شعر کامل
سلمان ساوجی
* گنج آزادگی و کنج قناعت ملکیست
* که به شمشیر میسر نشود سلطان را
شعر کامل
سعدی
* تا سایهٔ شمشاد تو افتاد به بستان
* بر سرو سهی دود دل فاخته برخاست
شعر کامل
فروغی بسطامی