محتشم کاشانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 479

1. ای پارسای کعبه رو عزم سر آن کو مکن

2. راه ریا گم میکنی در قبلهٔ ما رو مکن

3. رسم به تانست ای پری دین کاهی و ایمان بری

4. اما تو قدسی جوهری با این صفتها خو مکن

5. یارب چو من هر بی‌خبر کز فرقتت دارد خطر

6. بیخ حیات او بکن هجران نصیب او مکن

7. من صیدی‌ام کز سرکشی حکمت شکارت می‌کند

8. پرتکیه بر تسخیر من در قوت بازو مکن

9. تنها ز کویت می‌روم دل گر نیاید کو میا

10. جان هم به منت گر کند همراهی من گو مکن

11. خار مزار محتشم گل می‌دهد از خون برون

12. بگذر بران گلشن ولی گلهای او را بو مکن


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* یک سینه بی داغ محال است گذارد
* این چهره چون لاله ستانی که تو داری
شعر کامل
صائب تبریزی
* باز خون دلم از دیده روان خواهد شد
* چشمم از هر مژه خونابه فشان خواهد شد
شعر کامل
جامی
* مهرگان از باد بیرون آورد یاقوت را
* لعل را نوروز بر بندد به شاخ ارغوان
شعر کامل
امیر معزی