محتشم کاشانی_دیوانغزلیات از رسالهٔ جلالیه (فهرست)

شمارهٔ 30

1. چون من کجاست بوالعجبی در بسیط خاک

2. آب حیات بر لب و از تشنگی هلاک

3. دارم ز پاک دامنی اندر محیط وصل

4. حال کسی که سوخته باشد ز هجر پاک

5. آن می که می‌دهندم و من در نمی‌کشم

6. ریزم اگر به خاک شود مرده نشاء ناک

7. در دست وصل سوزن تدبیر روز و شب

8. دل ز احتراز کرده نهان جیب چاک چاک

9. دست هوس دراز نسازم به شاخ وصل

10. از حسرتم اگر رگ جان بگسلد چو تاک

11. جامم لبالب از می وصل است و من خجل

12. کاب حیات ریخته خواهد شدن به خاک

13. بر دامنت چو گرد هوس نیست محتشم

14. گر بر بساط قرب نشینی چو من چه باک


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* سوختم در آتشش چون عود و زانم بیم نیست
* بیم آن دارم که دود من بگیرد دامنش
شعر کامل
سلمان ساوجی
* شود کوه آهن چو دریای آب
* اگر بشنود نام افرسیاب
شعر کامل
فردوسی
* ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است
* ببین که در طلبت حال مردمان چون است
شعر کامل
حافظ