مولوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 1009

1. طارت الکتب الکرام من کرام یا عباد

2. ایقظوا من غفله ثم انشروا للاجتهاد

3. جاء نا میزاننا کی نختبر اوزاننا

4. ربنا اصلح شأننا اوجد به عفو یا جواد

5. اضحکوا بعد البکاء نعم هذا المشتکی

6. قد خرجتم من حجاب و انتبهتم من رقاد

7. پارسی گوییم شاها آگهی خود از فؤاد

8. ماه تو تابنده باد و دولت پاینده باد

9. هر ملولی که تو را دید و خوش و تازه نشد

10. آب و نانش تیره باد و آتشش بادا رماد

11. خوابناکی که صباحت دید وز جا برنجست

12. چشم بختش خفته بادا تا الی یوم المعاد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ظالم به ظلم خویش گرفتار می شود
* از پیچ و تاب نیست رهایی کمند را
شعر کامل
صائب تبریزی
* سخن خویش به بیگانه نمی‌یارم گفت
* گله از دوست به دشمن نه طریق ادب‌ست
شعر کامل
سعدی
* اگر از کمند عشقت بروم کجا گریزم
* که خلاص بی تو بندست و حیات بی تو زندان
شعر کامل
سعدی