مولوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 1672

1. روز باران است و ما جو می کنیم

2. بر امید وصل دستی می زنیم

3. ابرها آبستن از دریای عشق

4. ما ز ابر عشق هم آبستنیم

5. تو مگو مطرب نیم دستی بزن

6. تو بیا ما خود تو را مطرب کنیم

7. روشن است آن خانه گویی آن کیست

8. ما غلام خانه‌های روشنیم

9. ما حجاب آب حیوان خودیم

10. بر سر آن آب ما چون روغنیم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گفتی شبی به خواب تو آیم ولی چه سود
* چون من به عمر خویش ندانم که خواب چیست
شعر کامل
جامی
* حافظ ز دیده دانه اشکی همی‌فشان
* باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما
شعر کامل
حافظ
* الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
* که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها
شعر کامل
حافظ