مولوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 2679

1. ز ما برگشتی و با گل فتادی

2. دو چشم خویش سوی گل گشادی

3. ز شرم روی ما گل از تو بگریخت

4. ز گل واگشتی این جا سر نهادی

5. نهادی سر که پای من ببوسی

6. نیابی بوسه گل را بوسه دادی

7. بدان لب‌ها که بوی گل گرفته‌ست

8. نیابی بوسه گر چه اوستادی

9. برای رفع بویش این دو لب را

10. همی‌مالم به خاکت من ز شادی

11. کجا بردارم این لب از تو ای خاک

12. ولی فتنه تویی گل را تو زادی

13. تو آن خاکی که از حق لطف دزدی

14. تو دزدی و مریدی و مرادی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد
* بهار عارضش خطی به خون ارغوان دارد
شعر کامل
حافظ
* سفر دراز نباشد به پای طالب دوست
* که زنده ابدست آدمی که کشته اوست
شعر کامل
سعدی
* همان بهتر که لیلی در بیابان جلوه گر باشد
* ندارد تنگنای شهر، تاب حسن صحرایی
شعر کامل
صائب تبریزی