مولوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 2963

1. می‌زن سه تا که یکتا گشتم مکن دوتایی

2. یا پرده رهاوی یا پرده رهایی

3. بی زیر و بی‌بم تو ماییم در غم تو

4. در نای این نوا زن کافغان ز بی‌نوایی

5. قولی که در عراق است درمان این فراق است

6. بی قول دلبری تو آخر بگو کجایی

7. ای آشنای شاهان در پرده سپاهان

8. بنواز جان ما را از راه آشنایی

9. در جمع سست رایان رو زنگله سرایان

10. کاری ببر به پایان تا چند سست رایی

11. از هر دو زیرافکند بندی بر این دلم بند

12. آن هر دو خود یک است و ما را دو می‌نمایی

13. گر یار راست کاری ور قول راست داری

14. در راست قول برگو تا در حجاز آیی

15. در پرده حسینی عشاق را درآور

16. وز بوسلیک و مایه بنمای دلگشایی

17. از تو دوگاه خواهند تو چارگاه برگو

18. تو شمع این سرایی ای خوش که می‌سرایی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* شانه شمشاد را دست نگارین می کند
* بس که در زلف گرهگیر تو دلها خون شده است
شعر کامل
صائب تبریزی
* نان جو بر سفره ما گر نباشد، گو مباش
* نعمتی همچون زبان گندمین داریم ما
شعر کامل
صائب تبریزی
* تو را که گفت که سعدی نه مرد عشق تو باشد
* گر از وفات بگردم درست شد که نه مردم
شعر کامل
سعدی