مولوی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 633

1. شمس و قمرم آمد سمع و بصرم آمد

2. وان سیمبرم آمد وان کان زرم آمد

3. مستی سرم آمد نور نظرم آمد

4. چیز دگر ار خواهی چیز دگرم آمد

5. آن راه زنم آمد توبه شکنم آمد

6. وان یوسف سیمین بر ناگه به برم آمد

7. امروز به از دینه ای مونس دیرینه

8. دی مست بدان بودم کز وی خبرم آمد

9. آن کس که همی‌جستم دی من به چراغ او را

10. امروز چو تنگ گل بر ره گذرم آمد

11. دو دست کمر کرد او بگرفت مرا در بر

12. زان تاج نکورویان نادر کمرم آمد

13. آن باغ و بهارش بین وان خمر و خمارش بین

14. وان هضم و گوارش بین چون گلشکرم آمد

15. از مرگ چرا ترسم کو آب حیات آمد

16. وز طعنه چرا ترسم چون او سپرم آمد

17. امروز سلیمانم کانگشتریم دادی

18. وان تاج ملوکانه بر فرق سرم آمد

19. از حد چو بشد دردم در عشق سفر کردم

20. یا رب چه سعادت‌ها که زین سفرم آمد

21. وقتست که می نوشم تا برق زند هوشم

22. وقتست که برپرم چون بال و پرم آمد

23. وقتست که درتابم چون صبح در این عالم

24. وقتست که برغرم چون شیر نرم آمد

25. بیتی دو بماند اما بردند مرا جانا

26. جایی که جهان آن جا بس مختصرم آمد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* خیال روی تو بیخ امید بنشاندست
* بلای عشق تو بنیاد صبر برکند است
شعر کامل
سعدی
* بروید ای حریفان بکشید یار ما را
* به من آورید آخر صنم گریزپا را
شعر کامل
مولوی
* سپند خال ازان دایم است پابرجا
* که چشم زخم به آن آتشین لقا نرسد
شعر کامل
صائب تبریزی