ملا هادی سبزواری_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 177

1. مپند ار او نهان و تو عیانی

2. تو در سبحات سبحانی نهانی

3. چو تو باشی نه برخورد اراز اوئی

4. چو او باشد تو کی اندر میانی

5. گمان بگذار و بر نور یقین پیچ

6. که بیشک او یقین و تو گمانی

7. توئی هستی نما و اوست هستی

8. سرابی او چو آب زندگانی

9. نه تنها معنی جسم است و صورت

10. بود معنی ارواح و معانی

11. هر آئینه ز حق اسمی نماید

12. تو اسما جملگی را ترجمانی

13. بیا آیینهها گم کن در اسماء

14. تو هم گم شو مهین اسمی بمانی

15. وزین پس نفی اسما و صفاتست

16. در این دریا همه گشتند فانی

17. نماند نی عبارت نی اشارات

18. نه اسراری بماند نی بیانی


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* گفتیم درد تو عشق است و دوا نتوان کرد
* دردم از توست دوا از تو چرا نتوان کرد
شعر کامل
هاتف اصفهانی
* ز سحر چشم تو شاهین پنجهٔ شاهم
* ز بند زلف تو زنجیر گردن شیرم
شعر کامل
فروغی بسطامی
* مرا به حلقه صحبت مخوان ز تنهایی
* که نخل خوش ثمر من غنی ز پیوندست
شعر کامل
صائب تبریزی