نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 1016

1. الغیاث ای دوستان از درد بی درمان من

2. خود نمی بخشاید آخر هیچ دل بر جان من

3. هم عفا الله غم که گر صد مصلحت دارد دمی

4. نیست غایب هرگز از بیغوله احزان من

5. عاقلان بر من ملامت می کنند آری ولیک

6. چون کنم با دل که کمتر می کند فرمان من

7. مردم آگه نیست از تاویل روز رستخیز

8. من بگویم چیست آن شب های بی پایان من

9. دل کبابی بود و اکنون خون شده در دامنم

10. می چکاند قطره قطره چشم خون افشان من

11. تن حصیر نفت آلوده ست و آتش در میان

12. هم سر از جایی برآرد آتش پنهان من

13. دوست میدارم که را آن را کز اول بسته اند

14. با شکنج حلقه های زلف او پیمان من

15. بعد ازین دل در ضلالت می رود یعنی که شد

16. زلف او استغفرالله العظیم ایمان من

17. دل به زاری خون شد و جانم به خواری می برد

18. بر نزاری رحمتی کن آخر ای جانان من


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* زعشق لاله رویان داغ جانسوزی است عاشق را
* که سردیهای دوران مرهم کافور می گردد
شعر کامل
صائب تبریزی
* حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح
* ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت
شعر کامل
حافظ
* مگر خدا ز رقیبان تو را جدا بکند
* عجب خیال خوشی کرده‌ام، خدا بکند
شعر کامل
فروغی بسطامی