نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 1095

1. زین پیش اگر مجنون دیوانه بُد اکنون که

2. از شبنم عشقِ او یک قطره و جیحون که

3. مجنون همه ی لیلی لیلی همه ی مجنون

4. این جا نه دویی باشد لیلی چه و مجنون که

5. چون موج برانگیزد چون اسب برون تازد

6. در معرض این و آن دریا چه و هامون که

7. دانم که نمی‌داند مفروغ ز مستأنف

8. گر معرفتی داری مافوق که مادون که

9. یک جوهرِ فرد آمد در عالم کثرت عشق

10. بر هم زدگان دانند افسرده که مجنون که

11. دیرینه حکایت‌ها با اوست نزاری را

12. تا خود چه کند عرضه بر رایِ همایون که

13. خونِ رز و خونِ دل تا چند خوری هر دو

14. تا خود که برون آید از عهده ی این خون که


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* از اتفاق چه خوشتر بود میان دو دوست
* درون پیرهنی چون دو مغز یک بادام
شعر کامل
سعدی
* هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی
* کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را
شعر کامل
حافظ
* گذر از دست رقیبان نتوان کرد به کویت
* مگر آن وقت که در سایه زنهار تو باشم
شعر کامل
سعدی