نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 1239

1. بر آن سرم که دگرباره در دهم صوری

2. صلا بگویم و عشّاق را دهم سوری

3. ولیک من به سرِ خود نمی‌توانم بود

4. که هست قاعده بر آمری و مأموری

5. مطیع امرمان و تعلیم را شده تسلیم

6. بلی نباشم نه معجبی نه مغروری

7. طبیبِ درد کسی دیگرست وگرنه به حق

8. من آن نی‌ام که ندانم علاجِ رنجوری

9. درون خانهی ظلمت بمانده‌ای زیرا

10. کسی برون نرود بی‌دلالتِ طوری

11. فسرده گو به تعصّب گمان مبر بر ما

12. که هست مستیِ ما از لعابِ انگوری

13. دگر به نسیهی آینده‌یی فریفته‌ام

14. در انتظارِ بهشتی و وعدهی حوری

15. کسی که مست ز خم‌خانهی الست آمد

16. از آن سپس نبود حاجتش به مستوری

17. بهشت و حور به معنی معین آمده است

18. چه غم اگر نشناسد ز غایت دوری

19. من آن کسم که شدم در حضور مستغرق

20. مدان مرا چو نزاری نزارِ مهجوری


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* داغ هر لاله که بر سینه هامون باشد
* مهری از محضر رسوایی مجنون باشد
شعر کامل
صائب تبریزی
* آسوده گر از سنگ شد، از ارّه جدا نیست
* نخلی که درین باغ، ثمر هیچ ندارد
شعر کامل
حزین لاهیجی
* اگر بارهٔ آهنینی به پای
* سپهرت بساید نمانی به جای
شعر کامل
فردوسی