نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 148

1. هر کو نظرش به جاه و مال است

2. مستغرق قلزم ضلال است

3. خود را به محیط در مینداز

4. زیرا که خلاص از او محال است

5. نتوان به در آمدن ز گرداب

6. ور زان که طمع کنی خیال است

7. آن ها که به انزوا نشستند

8. دانی که چرا درین سوال است؟

9. تا در نکشد به بحرشان حرص

10. موجی که علاقه ی وبال است

11. آن نیز هم از عنایت اوست

12. ورنه که و چه که را مجال است

13. اسکندر جست آب و شد خاک

14. باری بنگر چه طرفه حال است

15. خضر از نظر مواهب حق

16. خوش بر لب چشمه ی زلال است

17. گر در یابی هنوز این راز

18. از نوع مراتب رجال است

19. با این همه فصحت نزاری

20. درشرح بیان هنوز لال است


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ز آسمان بگذرم ار بر منت افتد نظری
* ذره تا مهر نبیند به ثریا نرسد
شعر کامل
سعدی
* آنچه دیدی بر قرار خود نماند
* وینچه بینی هم نماند بر قرار
شعر کامل
سعدی
* در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
* من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود
شعر کامل
سعدی