نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 407

1. درونِ مجمعِ مردان پریشان در نمی گنجد

2. محبّت خانه خالی کن که جز جان در نمی گنجد

3. به ترکِ خویشتن داری بگو گر دوست می خواهی

4. که در میدانِ سربازان تن آسان در نمی گنجد

5. اگر تو در میان باشی بود او بر کنار از تو

6. برو شرکت پذیرفتن به امکان در نمی گنجد

7. به درویشی قناعت کن اگر سلطانی ت باید

8. که در خلوت گه سلمان سلیمان در نمی گنجد

9. جهودِ نفسِ ناقص را کجا آن منزلت باشد

10. که تا از خود برون ناید مسلمان در نمی گنجد

11. اگر در حضرتِ عزّت نزاری ره نمی یابد

12. گدایی را چه حد باشد که سلطان در نمی گنجد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* بر بیاض گردن او خال دیدم، سوختم
* کاین نشان انتخاب از دیده گستاخ کیست؟
شعر کامل
صائب تبریزی
* ای خون دوستانت به گردن، مکن بزه
* کس برنداشتست به دستی دو خربزه
شعر کامل
رودکی
* به من چندان گناه از بدگمانی می‌کند نسبت
* که منهم در گمان افتاده پندارم گنه کارم
شعر کامل
محتشم کاشانی