نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 412

1. خانۀ تست بخفت ار سرِ خوابت دارد

2. تا که را زهره و یارا که عذابت دارد

3. گر شرابت کم و بیش است به ساقی فرمای

4. جامکی تا به مرادِ تو شرابت دارد

5. و گرت مصلحتی نیست کسی مانع نیست

6. اختیارِ همه کنکاج صوابت دارد

7. به اجازت جگری دارم و گرم است تنور

8. رد مکن گر هوسِ بویِ کبابت دارد

9. چه شود بنده نوازی کن و ساکن بنشین

10. امشبی گر سرِ این کُنجِ خرابت دارد

11. آبِ انگور مگر در سرت افکند آتش

12. زان چنین بر زبرِ آتش و آبت دارد

13. وقتِ رفتن نرسیده ست و چنان مست نیی

14. آخر ای جانِ نزاری چه شتابت دارد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* نظری کن ای ز رویت دل نسترن گشاده
* گذری کن ای ز بویت دم مشک ناب بسته
شعر کامل
خواجوی کرمانی
* وقتی دل سودایی می‌رفت به بستان‌ها
* بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحان‌ها
شعر کامل
سعدی
* جای دل در سینه صد پاره دارم آتشی
* شعله را چون گل درون پیرهن پیچیده ام
شعر کامل
رهی معیری