نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 480

1. من آزاد آمدم زان دوست کز دشمن بتر باشد

2. به ظاهر معتبر گوید به باطن مختصر باشد

3. حضور و غیبتِ یاران مخلص مختلف نبود

4. حذر اولاتر از یاری که در غیبت دگر باشد

5. نه از بی دانشی بود این که دشمن دوست دانستم

6. ازین بازی بسی افتد قضا را این قدر باشد

7. نباید عهد پیوستن به شوخی باز بشکستن

8. دلِ صاحب نظر خستن خطایِ معتبر باشد

9. بدان می آردم غیرت که دل پیش سگ اندازم

10. که هر کو دل به ناکس داد از دشمن بتر باشد

11. محّبِ صادقِ یک دل دو چشم از غیر بر بندد

12. به هر کس باز نگشاید مگر صاحب نظر باشد

13. حریفِ صورت از شاهد مرادِ خود کند حاصل

14. چو بر صورت نظر دارد ز معنی بی خبر باشد

15. نزاری بعد ازین معنی به صورت در نپیوندی

16. گرت از عالمِ صورت برین معنی گذر باشد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* تا که سرانگشت تاک کرد خزان فندقی
* کرد چمن پرنگار پنجهٔ دست چنار
شعر کامل
خاقانی
* رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند
* بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت
شعر کامل
سعدی
* سودای عشق پختن عقلم نمی‌پسندد
* فرمان عقل بردن عشقم نمی‌گذارد
شعر کامل
سعدی