نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 675

1. جانم آن جاست که او گو تنم این جا می باش

2. ای دلِ شیفته مردانه شکیبا می باش

3. با تو گر چون سرطان کژ رود ایّام چه باک

4. تو به اخلاص کمر بسته چو جوزا می باش

5. نیست آسایشت از سایۀ دیوارِ کسی

6. هم چو خورشید سفر می کن و تنها می باش

7. تا توانی چو صدف دُرِ ثمین می پرور

8. پس پذیرندۀ هر جنس چو دریا می باش

9. نقد را باش و گر چون دگران موقوفی

10. بنشین منتظرِ وعدۀ فردا می باش

11. نامِ نیکو نتوان کرد توقّع در عشق

12. هم چنین گو درِ تشنیع و جدل وا می باش

13. لافِ تسلیم زدی صورت و معنی بگذار

14. مددت دوست بود فارغ از اعدا می باش

15. تا همه روی به رویِ تو کند مطلق دوست

16. راست چون آینه یک روی و مُصفّا می باش

17. عشق در گوشِ دلم گفت نزاری تا کی

18. برشکن بر خود اگر مردی و با ما می باش

19. عاقلان با تو اگر در من و ما بوش کنند

20. تو چه می خواهی ازین دَمدمه شیدا می باش


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* عشق یکرنگی تقاضا می کند وین روشن است
* ورنه شمع آتش چرا زد همچو خود پروانه را
شعر کامل
جامی
* می کند کار خرد، نفس چو گردید مطیع
* دزد چون شحنه شود امن کند عالم را
شعر کامل
صائب تبریزی
* دل به زنار سر زلف بتان خواهم بست
* خویشتن را به ره کفر سمر خواهم کرد
شعر کامل
فروغی بسطامی