نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 841

1. ترا به جان و دل از جان و دل وفادارم

2. که من خود از همه ملکِ جهان ترا دارم

3. کسی به جایِ تو باشد مرا چه می گویم

4. نعوذبالله اگر هرگز این روا دارم

5. سرم به تیغ بباید برید اگر به خطا

6. ز طوقِ عهدِ تو گردن دمی جدا دارم

7. به آرزویِ دلم در نمی شود چه کنم

8. ز پای بوسِ تو دستی که بر دعا دارم

9. خیال را بفرست ار تو خود نمی آیی

10. که با خیالِ تو صد گونه ماجرا دارم

11. به دست بنده دعایی بود خدا داناست

12. که روز و شب به دعا دست برخدا دارم

13. عجب دلیست مرا در وفا چنان یکتا

14. چو سرو اگرچه که قامت ز دل دوتا دارم

15. به رستخیز که فرزند را وفا نکنند

16. به جست و جویِ تو جان بر میان وفا دارم

17. روا ندارم اگر دیده در جهان نگرد

18. که از خیالِ تو آنی نظر جدا دارم

19. بریز خونِ نزاری که دولتی ست مرا

20. که درعوض چو تویی را به خون بها دارم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* کسی که دست به زلف دراز او دارد
* چرا به دامن این عمر مختصر چسبد؟
شعر کامل
صائب تبریزی
* صبر طلب می کنند از دل شیدا
* همچو براتی که بر خراب نویسند
شعر کامل
امیرخسرو دهلوی
* خموش باش که گفتی بسی و کس نشنید
* که این دهل ز چه بام‌ست و این بیان ز کجا
شعر کامل
مولوی