نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 880

1. بار دگر عزم سفر می کنم

2. برگ ره از خون جگر می کنم

3. می روم از کوی تو گویی مگر

4. بر سر الماس گذر می کنم

5. بهتر از این نیست که با بخت خویش

6. بیش نکوشم چو بتر می کنم

7. آه که هر بار کنم توبه ای

8. از سفر و باز ز سر می کنم

9. راستی آن است کزین نو بهار

10. توبه کنم روز دگر می کنم

11. راه ضروری ست اگر می روم

12. صبر مجازی ست اگر می کنم

13. مشکلم این است که این زخم خار

14. از ورق ورد سپر می کنم

15. خواب و خورم نیست که از آب چشم

16. خاک منازل گل تر می کنم

17. گرچه خیال است ولی تا به روز

18. شب همه شب با تو سحر می کنم

19. بستر و بالین نزاری به خون

20. از مژه دریای خضر می کنم

21. غایت کفرست به ایمان من

22. جز به تو در هر که نظر می کنم

23. هر چه به جز عشق تو و مهر توست

24. از دل پردرد به در می کنم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* هر دم چو تاک بار درختی نمی شویم
* چون سرو بسته ایم به دل بار خویش را
شعر کامل
صائب تبریزی
* هر آن که روی چو ماهت به چشم بد بیند
* بر آتش تو بجز جان او سپند مباد
شعر کامل
حافظ
* مگر تو شانه زدی زلف عنبرافشان را
* که باد غالیه سا گشت و خاک عنبربوست
شعر کامل
حافظ