نزاری قهستانی_دیوانغزل ها (فهرست)

شمارهٔ 888

1. شد در سر کار تو هم دنیی و هم دینم

2. ناداده هنوز از لب یک شربت شیرینم

3. بر ناله ی زار من رحمت نکنی یک شب

4. هم در تو رسد روزی سوز دل مسکینم

5. گر عمر بود روزی در بزم گه وصلت

6. بی درد میی نوشم بی خار گلی چینم

7. آن جا گه تو نگذاری برگردم و ننشینم

8. آن جا که تو فرمایی برخیزم و بنشینم

9. گر عنف کنی عمری مستوجب آن هستم

10. ور لطف کنی روزی هم مستحق اینم

11. چندان که طلب کردم بسیار نظر بردم

12. یک سرو نمی بینم کز قد تو بگزینم

13. بگذار نزاری را تا روی تو می بیند

14. کاثار سعادت ها از روی تو می بینم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او
* زان سفر دراز خود عزم وطن نمی‌کند
شعر کامل
حافظ
* شب ز آه آتشین یک دم نیاسایم چو شمع
* در میان آتش سوزنده جای خواب نیست
شعر کامل
رهی معیری
* به آغاز گنج است و فرجام رنج
* پس از رنج رفتن ز جای سپنچ
شعر کامل
فردوسی