نظامی_خمسهخردنامه (فهرست)

شماره 47 - انجامش روزگار سقراط

1. درآرای مغنی سرم را ز خواب

2. به ابریشم رود و چنگ و رباب

3. مگر کاب آن رود چون آب رود

4. به خشگی کشی تر آرد فرود

5. چو سقراط را رفتن آمد فراز

6. دو اسبه به پیش اجل رفت باز

7. شنیدم که زهری برآمیختند

8. نهانی دلش در گلو ریختند

9. تن زهر خوارش چو شد دردمند

10. به سوی سفر بزمه‌ای زد بلند

11. چنین گفت چون مدت آمد به سر

12. نشاید شدن مرگ را چاره‌گر

13. در آن خواب کافسرده بالین بود

14. نشست یکایک به پائین بود

15. چو دیدند کان مرغ علوی خرام

16. برون رفت خواهد بزودی ز دام

17. به سقراط گفتند کای هوشمند

18. چو بیرون رود جان ازین شهر بند

19. فروماند از جنبش اعضای تو

20. کجا به بود ساختن جای تو

21. تبسم کنان گفتشان اوستاد

22. که بر رفتگان دل نباید نهاد

23. گرم باز یابید گیرید پای

24. بهرجا که خواهید سازید جای

25. درآمد بدو نیز طوفان خواب

26. فرو برد چون دیگران سر به آب

27. شدند آگه آن زیرکان در نهفت

28. که استاد دانا بدیشان چه گفت


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* مگر از هیت شیرین تو می‌رفت حدیثی
* نیشکر گفت کمر بسته‌ام اینک به غلامی
شعر کامل
سعدی
* دیدن روی تو ظلم است و ندیدن کردن مشکل است
* چیدن این گل گناه است و نچیدن مشکل است
شعر کامل
صائب تبریزی
* من قدم بیرون نمی‌یارم نهاد از کوی دوست
* دوستان معذور داریدم که پایم در گلست
شعر کامل
سعدی