عبید زاکانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 82

1. باز در میکده سر حلقهٔ رندان شده‌ام

2. باز در کوی مغان بی سر و سامان شده‌ام

3. نه به مسجد بودم راه و نه در میکده جای

4. من سرگشته در این واقعه حیران شده‌ام

5. بر من خستهٔ بیچاره ببخشید که من

6. مبتلای دل شوریدهٔ نالان شده‌ام

7. رغبتم سوی بتانست ولیکن دو سه روز

8. از پی مصلحتی چند مسلمان شده‌ام

9. بارها از سر جهلی که مرا بود به سهو

10. کرده‌ام توبه و در حال پشیمان شده‌ام

11. زاهدان از می و معشوق مرا منع کنند

12. بهتر آنست که من منکر ایشان شده‌ام

13. گفت رهبان که عبید از پی سالوس مرو

14. زین سخن معتقد مذهب رهبان شده‌ام


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* همچنان طفلی که در وحشت سرایی مانده است
* دل درون سینه ام بی طاقتی ها می کند
شعر کامل
رهی معیری
* خلق خوش در نوبهار عافیت دارد مرا
* خاکساری در حصار عافیت دارد مرا
شعر کامل
صائب تبریزی
* به لشکرگاه دارم روی وبر سلطان فشانم جان
* گر آن دریاست وین خورشید من نیلوفرم باری
شعر کامل
خاقانی