عبید زاکانی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 89

1. بیش از این بد عهد و پیمانی مکن

2. با سبکروحان گران جانی مکن

3. زلف کافر کیش را برهم مزن

4. قصد بنیاد مسلمانی مکن

5. غمزه را گو خون مشتاقان مریز

6. ملک از آن تست ویرانی مکن

7. با ضعیفان هرچه در گنجد مگو

8. با اسیران هرچه بتوانی مکن

9. بیش از این جور و جفا و سرکشی

10. حال مسکینان چو میدانی مکن

11. گر کنی با دیگران جور و جفا

12. با عبیدالله زاکانی مکن

13. از وصالت چون ببوسی قانعست

14. بوسه پیشش آر و پیشانی مکن


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* من نه تنها خواهم این خوبان شهر آشوب را
* کیست در شهر آنکه خواهان نیست روی خوب را
شعر کامل
جامی
* دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر
* کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
شعر کامل
مولوی
* تابر آمد جامهای سرخ مل بر شاخ گل
* پنجه های دست مردم سر فرو کرد از چنار
شعر کامل
فرخی سیستانی