عرفی شیرازی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 67

1. مرا که شیشه ی دل در زیارت سنگ است

2. کجا دماغ می ناب و نغمه ی چنگ است

3. مرا که شغل هم آغوشی است با زنار

4. اگر به سبحه دهم دست دوستی ننگ است

5. به این که کعبه نمایان شود ز پا منشین

6. که نیم گام جدایی هزار فرسنگ است

7. فغان ز غمزه شوخی که وقت تنهایی

8. بهانه ای به خود آغاز کرده در جنگ است

9. هزار دیر به دل دارم از صنم معمور

10. لباس کعبه به دوشم مده که بس ننگ است

11. بهانه جوی تو عرفی به ناز عادت کرد

12. به آتشتی مرو اکنون که صلح هم جنگ است


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ترکی ‌که همی بر سمن از مشک نشان ‌کرد
* یک باره سمن برگ به شمشاد نهان‌کرد
شعر کامل
امیر معزی
* یاد ایامی که پیش او وجودی داشتم
* در حریم او ره گفت و شنودی داشتم
شعر کامل
صائب تبریزی
* ز رشک زلف سیاه توخورد چندان خون
* که نافه هم به جوانی سفید شد مویش
شعر کامل
صائب تبریزی