عرفی شیرازی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 91

1. اندوه هجر پیشه و شادی من است

2. جویای آفتابم و شب هادی من است

3. زود آ ، که توتیا شود، این بیستون هجر

4. زین سان که زیر تیشه ی فرهادی من است

5. تا خوانده ام که هیچ گره بی گشاد نیست

6. تلخی فروش هجر تو قنادی من است

7. خضرم به چشم خوانده و ترسم خجل شود

8. این خاک چشمه خیز که در وادی من است

9. آزادگی نه کام شناسای بندگی است

10. نشو و نمای بندگی، آزادی من است

11. طغیان شوق بین که کجا زد به کشتنم

12. اندوه را که فخر به همزادی من است

13. بلبل سرشت را غزل شوق بی نواست

14. عرفی تو گوش باش که این وادی من است


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* با کمال احتیاج از خلق استغنا خوش است
* با دهان خشک مردن بر لب دریا خوش است
شعر کامل
صائب تبریزی
* نازک شده است خاطر گل ورنه پیش ازین
* در گوش باغ نغمه بلبل گران نبود
شعر کامل
صائب تبریزی
* باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش
* بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش
شعر کامل
حافظ