رهی معیری_دیوانغزل ها-جلد دوم (فهرست)

شمارهٔ 3-سودازده

1. آن که سودا زده چشم تو بوده است منم

2. و آن که از هر مژه صد چشمه گشوده است منم

3. آن ز ره مانده سرگشته که ناسازی بخت

4. ره به سر منزل وصلش ننموده است منم

5. آن که پیش لب شیرین تو ای چشمه نوش

6. آفرین گفته و دشنام شنوده است منم

7. آن که خواب خوشم از دیده ربوده است تویی

8. و آن که یک بوسه از آن لب نربوده است منم

9. ای که از چشم رهی پای کشیدی چون اشک

10. آن که چون آه به دنبال تو بوده است منم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* عود جان در مجمر دل می نهم بر آتشی
* گرمی دلسوز عاشق از قرنفل خوشتر است
شعر کامل
شاه نعمت‌الله ولی
* ابر و باران و من و یار ستاده به وداع
* من جدا گریه کنان، ابر جدا، یار جدا
شعر کامل
امیرخسرو دهلوی
* بدین صفت که ز هر سو کشیده‌ای صف مژگان
* تو یک سوار توانی زدن به قلب سپاهی
شعر کامل
فروغی بسطامی