سعدی_بوستانباب سوم در عشق و مستی و شور (فهرست)

شمارهٔ 16-حکایت سلطان محمود و سیرت ایاز

1. یکی خرده بر شاه غزنین گرفت

2. که حسنی ندارد ایاز ای شگفت

3. گلی را که نه رنگ باشد نه بوی

4. غریب است سودای بلبل بر اوی!

5. به محمود گفت این حکایت کسی

6. بپیچید از اندیشه بر خود بسی

7. که عشق من ای خواجه بر خوی اوست

8. نه بر قد و بالای نیکوی اوست

9. شنیدم که در تنگنایی شتر

10. بیفتاد و بشکست صندوق در

11. به یغما ملک آستین برفشاند

12. وزان جا بتعجیل مرکب براند

13. سواران پی در و مرجان شدند

14. ز سلطان به یغما پریشان شدند

15. نماند از وشاقان گردن فراز

16. کسی در قفای ملک جز ایاز

17. نگه کرد کای دلبر پیچ پیچ

18. ز یغما چه آورده‌ای؟ گفت هیچ

19. من اندر قفای تو می‌تاختم

20. ز خدمت به نعمت نپرداختم

21. گرت قربتی هست در بارگاه

22. به خلعت مشو غافل از پادشاه

23. خلاف طریقت بود کاولیا

24. تمنا کنند از خدا جز خدا

25. گر از دوست چشمت بر احسان اوست

26. تو در بند خویشی نه در بند دوست

27. تو را تا دهن باشد از حرص باز

28. نیاید به گوش دل از غیب راز

29. حقایق سرایی است آراسته

30. هوی و هوس گرد برخاسته

31. نبینی که جایی که برخاست گرد

32. نبیند نظر گرچه بیناست مرد


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* سفر دراز نباشد به پای طالب دوست
* که زنده ابدست آدمی که کشته اوست
شعر کامل
سعدی
* جامه نیلی گشت و از سیلی رخم نیلوفری
* عاقبت این بود رنگم زین خم خاکستری
شعر کامل
وحشی بافقی
* تکیه بر اختر شب دزد مکن کاین عیار
* تاج کاووس ببرد و کمر کیخسرو
شعر کامل
حافظ