سعدی_گلستانباب سوم - در فضيلت قناعت (فهرست)

حکایت (27)

دزدی گدائی را گفت: شرم نمیداری که از برای جوی سیم دست پیش هر لئیم دراز میکنی؟ گفت:

1. دست دراز از پی یک حبه سیم

2. به که ببرند بدانگی و نیم


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* تا عهد تو دربستم عهد همه بشکستم
* بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان‌ها
شعر کامل
سعدی
* ما را ز منع عقل مترسان و می بیار
* کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست
شعر کامل
حافظ
* به بوی وصل گل از آشیان سفر کردم
* به وصل گل نرسیدم ز آشیان ماندم
شعر کامل
صائب تبریزی