صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 1212

1. هاله گرد ماه رخسارش خط شبرنگ بست؟

2. یا به دل بردن کمر ماه تمامش تنگ بست

3. کاروان حسن پنداری مسافر می شود

4. کز خط مشکین، لب لعلش میان را تنگ بست

5. لنگر تمکین نگردد قاف، حسن شوخ را

6. کوهکن تمثال شیرین را چسان بر سنگ بست؟

7. رنگ در هر دیدن از شاخی به شاخی می پرد

8. وقت آن کس خوش که دل بر عالم بیرنگ بست

9. صائب از رنگین عذاران چشم بستن مشکل است

10. چشم خود را چون حباب از باده گلرنگ بست؟


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ضیافتی که در آنجا توانگران باشند
* شکنجه ای است فقیران بی بضاعت را
شعر کامل
صائب تبریزی
* حال من خود در نمی‌آید به نطق
* شرح حالم اشک خونین من است
شعر کامل
عطار
* دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم
* سخن اهل دل است این و به جان بنیوشیم
شعر کامل
حافظ