صائب تبریزی_دیوانغزل ها (فهرست)

غزل شمارهٔ 1723

1. بلند نام نگردد کسی که در وطن است

2. ز نقش ساده بود تا عقیق در یمن است

3. اگر چه دارد خسرو طلای دست افشار

4. تصرف دل شیرین به دست کوهکن است

5. ز مرگ، مرده دلان از طلب فرو مانند

6. وگرنه جامه احرام اهل دل کفن است

7. اگر ز چشم غلط بین نقاب بردارند

8. زلال خضر نهان در سیاهی سخن است

9. مشو به مرتبه پست از سخن قانع

10. که طول عمر به قدر بلندی سخن است

11. یکی است معنی اگر لفظ بی شمار بود

12. یکی است یوسف اگر صد هزار پیرهن است

13. یکی هزار شد از خط صفای او صائب

14. اگر چه سبزه بیگانه دشمن چمن است


بعدیقبلی

هیچ نظری ثبت نشده

ابیات برگزیده

* ای هفت گردون مست تو ما مهره‌ای در دست تو
* ای هست ما از هست تو در صد هزاران مرحبا
شعر کامل
مولوی
* خال مشکین که بدان عارض گندمگون است
* سر آن دانه که شد رهزن آدم با اوست
شعر کامل
حافظ
* چو خورشیدست پیدا راز عشق از سینه عاشق
* نباشد نامه پیچیده، صحرای قیامت را
شعر کامل
صائب تبریزی